پياده روي.......
ازوقتي حياط خونه گلكاري شده هرروز نورا جونم بايد به گلها سر بزنه ...
نویسنده :
مامان مرمر
15:51
نوروز 1391
بسم الله الرحمن الرحيم يا مقلب القلوب والابصار يا مدبر اليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الي احسن الحال سال 91 هم از راه رسيد. من و بابا حميد خدارو هزار مرتبه شكر كرديم كه امسال هم مثل پارسال يه فرشته كوچولوكنار سفرمون نشسته ( وداره سنجدا رو ميخوره ) خداوندا خانواده سه نفره ما و همه كسايي رو كه دوست داريم و دوستمون دارن رو سالم و شاد دور هم حفظ كن ...
نویسنده :
مامان مرمر
10:37
بدون عنوان
3روز مونده به عيد و ذوق تو براي رفتن به ددر حياط خونه ...
نویسنده :
مامان مرمر
18:20
قلمبه
ماماني اين روزا هركي تورو ميبينه صدات ميكنه قلمبه !!!!!!!!!! اره مامان خيلي نمكي شدي 5 قدمت هم تبديل به 20-30 قدم شده ازت ميپرسم ببيي ميگه ؟ ميگي ب ...ب دنبه داري ؟ د...د پس چرا ميگي ؟د...د اينقدر سريع جواب ميدي كه زودتر سوالام تموم شه فدات شم ميگيم گاوي ميگه ؟ ميگي مو...(چشماتم درشت ميكني ) كلمات ديگه اي كه ميگي: دديي(ببيي) كلا همه چي رو با د ميگي ديده (جوجه) دادني (ماهي) موقعي كه پوشكت رو عوض ميكنم :اه اه يا پيففففف اتل متل توتو له ياد گرقتي پازل حيواناتت رو سعي ميكني بچيني راستي مامان كتاب خيلي دوس داري ها اما بعد از اينكه ديدش سريع ميري سراغ پاره كردنش...
نویسنده :
مامان مرمر
23:57
بدون عنوان
شيرينم ببخشيد كه چند وقته نيومدم سراغ وبلاگت امروز يعني 12 اسفند براي اولين بار تنهايي 5 قدم راه رفتي قبلا در حد يك قدم ميرفتي و ميافتادي اما امروز خيلي خوشگل قدم برميداشتي الهي شكر خدايا شكرت دخترم راه رفت خدايا شكرت دخترم حرف ميزنه ... ميخنده ... گريه ميكنه .. خدايا شكرت دخترم با چشماي زيباش دنيا رو ميبينه خدايا شكرت دخترم با گوشهاي كوچولوش شعرهايي رو كه براش ميخونم ميشنوه خدايا شكرت دخترم غذا ميخوره ... شير مادر ميخوره ... خدايا شكرت بدنش سالمه .... ...
نویسنده :
مامان مرمر
13:25
فرشته کوچولو
روز جمعه 7 بهمن با بابايي و مامان مهين برديمت آتليه براي يكسالگيت . كلي با دكور اونجا بازي كردي ماماني . فدات بشم آخراش ديگه خسته شدي اما عكسات خيلي زيبا شد ادامه مطلب ...
نویسنده :
مامان مرمر
16:33







